بوسه های بهار!

 پیـــش پـــایت، بهـــار اینجـــا بود!

  روی چشمت بـراش جا واکن!؟

داشـــت می رفـــت ؛گریه یــادم داد ! 

گریه را بی بهـــــار معنــا کن!

تــــازه...از گـــــریه ها که صرف نظر

با تمـــــام تنش به مه پیـچیــــد،

گــفــت: در کُنده هــای دود انـــدود ...

  در نســــوج خودت مرا جا کن!

قبل از اینکــه شکــفته باشد، بــود!؟

پیش از افشـــای گُل قــرار نداشت!؟

هی قنـــوت شکــوفه  سر بکــش و ...

هی قیــام جــوانه بــر پــا کن!...

روی هر برگ نامی از تو نوشـت ،

روی هر شـاخه بـو سه ای چسبـاند!

خـط خــوبش اتـاق را برداشت ؛ 

  که: «فــــلانی ... بیـــا ! تمـاشــا کن ... !»

بعــد رو کـرد ســـوی بــــاد ، آرام

گـفـت : این ها همـه ، برای تواند؛

فقط ... امـا... کــویر من ســرد اســت ،

لای دستــان من کمی  «هــــا» کن!

بـاد هم عطـر بــاغ را برداشت ،

روی آن دست_خط خـوب گــذاشت ؛

باز این جمله را سه_ چــــار دفعه خواند :

«قبل از اینکه بخوانی اش، تا کن!»

آخرش، صـبر رو به فــاصله کـرد ـــ

گــفت : مـن روم، تو هم بر گـردد!

راستــی ؛ قبل از اینـــکه برگــردی ،

نــــامه را دست بــاد پیــدا کن!؟

/ 23 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین رجب دری

سلام با یک رباعی تقدیمی به همه مادران ،خصوصا آنان که بار رنج مادر بودن و زحمت پدر بودن را با هم به دوش می کشند به روزم.

حسن پاکزاد

قبل از اینکه بخوانی اش تا کن :) سلام حسین جان خوبی ؟ بچه ها خوبی؟ چه خبر؟ راستش منم یکی دوباری اومدم اینطرفا.. شعر قشنگی خوندم بعدمدتها غزل خوب خوندن به آدم حال میده[لبخند] جبران شد رئیس. اگه میشه منو به اسم خودم لینک کن مرسی

سودابه

سلام ، لینکتون رو به دلخواهتون درست کردم ، حقیقتش درگیر کارم ، ممنون از شما

بهنام صداقت

سلام دوست من و ماری که از فاصله حرف زد قطاری که امشب مرا می گزد هیولای تنهایی از جنس غم به دنیای نامرئی ام می خزد... به روزم با غزل.مهمانیت دلنشین است.لایق میزبانی حضور سبزت میدانی مرا؟

بهنام صداقت

موفق باشی حسین جان.کاش من هم جوون بودم.الان اونجا بودم.[چشمک]

حسن پاكزاد

سلام كار خوبي خوندم روايت كارو دوس داشتم بروزم..

نرگس شمس

سلام منم خوشحالم که باهاتون همسفر بودم لینک شدید با افتخار[لبخند]

سلام به ياد انجمن ادبي دانشگاه آزاد رشت يکي از بچه هاي ادبيات ورودي 92 آسمان شهر من باراني است در شبش مهتاب هم زنداني است زير باران حرف هاي دل زدن عادت يک عاشق گيلاني است